171

من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم 

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام 

_ چهارشنبه شب ها که فرزاد اینو می خونه، ته دلم یه جوری میشه !هر بار ، هربار..

170

وقتی بهم گفت میریم عیادت فرهنگ شریف، گفتم دیگه حتی نمی دونم چه جوری ذوق کنم! به تته پته افتادم. گفت شبیه یه بچه 7 ساله ذوق می کنی  که باباش واسش دوچرخه خریده  بی خبر و گذاشته جلو در . حالا بچه چشش به دوچرخه افتاده. آخر جمله ش سرم و بلند کردم ، گفتم ذوق من گریه داره ؟! 

169

یادته پشت سرت نشسته بودم ،تند تند اس ام اس می دادی،جواب اس ام اس منو  ندادی ولی؟ از خودم پرسیدم کیه که اینقد ارزش داره قبل اجرا یه لحظه گوشی و نذاشتی کنار 

168

چرا نمیوته مخاطب باشه؟می شه شما کامنت خصوصی نذاری تا  بتونم جواب بدم؟

_ب.خ معلومه که با شمام؟

167

یادته یه بار به خاطر اون دختره باهام چه جوری رفتارکردی؟ یه شب تا صبح چشام شد کاسه ی خون.یادته چقد باهام بد حرف زدی ؟گفتی آمار دوست منو به بقیه دادی؟یادته دختره چقد واست ارزش داشت که بهم گفت برو از زندگیم بیرون؟یادت نیست .می دونم. با دختره چند بار حرف زدم کل زندگیش شده بود تقلید ناشیانه از زندگی تو،به قدری بچه بود که باورم نشد یه سال از من کوچیک تره!یاده اون شب کذایی افتادم که صبخش تو فرودگاه بغل دستیم ازم پرسید چیزی تو چشت خورده ؟تو آینه دیدی تو چشات خونه ؟

مگه کم سختی کشیدم و عوض نشدم نسبت به تو؟!من هیچ وقت عوض نشدم و این بزرگ ترین اشتباهم بود،است!

166

حواسم پرته به اندازه پس و پیش شدت شماره های پستم!

165

تمرین از خودراضی بودن ،باشد که باشیم اندکی !

-به هیچ وجه نمی تونی به مغزت دستور بدی که به یه چیز خاص فک نکنه،همین که بهش دستور می دی بهش فک نکنه داری فک می کنی! باید حواسشو پرت کنی ، اگه چیزایی خوبی برا حواس پرتی پیدا کنی ،به تر !

164

یه بار یکی ازم پرسید مخالف سه گاه یعنی چی? پیش خودم گفتم حتما میشه چهارگاه! امروز یاد فکرم که افتادم اول خوشحال شدم، ولی بعد دلم گرفت به خاطر گذشت زمان که داره از من یه آدم دیگه می سازه. این روزا دارم فک می کنم چرا موسیقی اصیل ما اینقدر گنجایش داره برا غم و غصه؟ از نگاه تاریخی که نگاه کنیم کم بدبختی نکشیدیم تا الان، دلیلش می تونه این باشه!

_از نگاه تاریخی که نگاه کنیم :))))

161

پاییز تموم شد،  من سر کلاس قلبم لرزید،  جلو اشکام  گرفتم،  نگفتم استاد اصفهان نزنه؟ گفتم بزن می خوام دکلمه ضبط کنم روش،گفتم، برهنه به بستر بی کسی مردن، تو از یادم نمی روی،خاموش به رساترین شیون آدمی، تو از یادم نمی روی!تو با من چه کردی که از یادم نمی روی؟

چقدر سخت بود تحمل لحظه هایی که حس می کردم قلبم تا کنار زبانم آمده،دهانم را پر کرده،  نفس کشیدن چقدر سخت بود..