9
از شانس و اقبال خوب یا بدم همه چیز مثل قصه ها شده که نمی شود برای کسی تعریف کتی و نگاه عاقل اندر سفیه اش را نبینی ! بر منکرش لعنت، تعریف نمی کند هیچ بنی بشری برای دیگری این حرف ها را .رسم نرسیدن را گره زده به این راه . دمش گرم وسط این همه خوشبختی نباید گله ای بکنم .گفته است این درد که درد نیست من هر بار شفایش را میخواهم ، این درد رحمت است برای من . زحمت و رحمتش را خودش برایم بارها شخصا توضیح داده . قانع شده ام . دیگر چون و چرایش را نمی پرسم . دست می گذارم روی قلبم و نیت می کنم برای تو ، چشم هایم را می بندم و می گویم خدایا این زحمت یا همان رحمتت را در پناه خودت نگه دار . سر بزنگاه های زندگی دستش را بگیر . راه و چاه را نشانش بده . نگذاری بی راهه برود.به اندیشه و کارهایش رونق بده ، به دست هایش قوت و سلامتی ..
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 19:32 توسط نارنج
|