192

از خودم متنفرم وقتی دیگران و قضاوت می کنم. وقتی در مورد زندگی دیگران نظر می دم،  حتی تو ذهنم. از خودم متنفرم.  زندگی هر آدمی لایه های زیر و رو داره  که ما ازش واقعا بی خبریم! باید به همون پیچیدگی و سختی نگاهش کرد..از خودم متنفرم! 

191

الان می فهمم چه جوری باید اشتباهات بعضی آدم ها رو نا دیده بگیری جون حوصله دعوا نداری، و دوس نداری اعصاب طرف مقابلت و خورد کنی،  دوس نداری خجالت بکشه،  دوس نداری فضا سنگین شه..  پس چشماتو می بندی و می گی من نه چیزی دیدم نه شنیدم!  نمی دونم اسمش فداکاری ه یا نه.. ولی خیلی سخته آدم خودشو بزنه به خریت!

190

نوشته بود  عشق هیچ کس را پشیمان نمی کند..

قبول داشتم،  هیچ وقت بعد آن همه تلخی و سختی دوس نداشتم زمان به عقب برگردد و انتخاب دیگری داشته باشم. هیچوقت بعد اینهمه دوری،  دلم سرد نشد از دوست داشتنت، تازه فهمیدم تفاوت وابستگی و دوست داشتن چقدر زیاد است!  از یک جایی به بعد تجربه ی دوست داشتن واقعی یکی از ارزش های مهم زندگی من شد ! با گذشت زمان فهمیدم خیلی از آدم ها دوست داشتن واقعی و عمیق را تجربه نکرده اند . گذشت زمان خیلی چیزها را برایم روشن کرد، که دلم روشن شد!  فهمیدم زندگی ام را سر هیچی و پوچ تلخ نکرده بودم..