163

تو چه می دونی شب تا صبح خوابتو دیدن یعنی چى؟

162

بهش می گم  شور نزن ، دشتی نزن ، اصفهانم حتی نزن . فقط ماهور واسم قابل تحمله ، نهایتا چهارگاه . می گم طاقتم کم شده امروز . می زنه بادابادا مبارک بادا ...

161

امروز تو این دنیا نیستم ، . حواسم پرته ..پرته . تمرکز ندارم برا راه رفتن حتی . تحمل هیچ کلمه ای رو ندارم از زبون هیشکی . دلم برات تنگ شده . 

159

آدما دو دسته می شن ، کسایی که به موسیقی ایرانی ، می گن سنتی  ،کسایی که می گن ایرانی !دسته ی دوم بازم دو دسته می شن کسایی که با دیدن سریال های جم کهیر نمی زن ،و کسایی که می زنن !دسته ی دوم بازم دو دسته می شن ، کسایی که یک چهره ی عملی  و پروتز و بتن کاری های مختلف و به یک چهره ی ساده ترجیح می دن یا کسایی که دلشون ضعف می ره واس موی مشکی و یک مداد مشکی !،چه واسه خودشون ، چه واسه دیگران !دسته دوم بازم دو دسته می شن  ،کسایی که دربرخورد با معضلات سیاسی و اجتماعی مثل ماست رفتار می کنند یا کسایی که ماست نیستن حداقل ! دسته دوم . دوباره دو دسته می شن..

آدما دو دسته نیستن ، هر آدم تبدیل می شه به یک دسته ی واحد در نهایت . منتها ما دلمون خوشه به دسته های هزارتایی ،صدتایی ،ده تایی ،تا حرف هم و بفهمیم تا درد هم و بفهمیم و دنبال درمان باشیم ..

آدما با سلیقه هاشون دسته بندی نمی شن ، طرز فکر  و دیدگاهه که از هم جداشون می کنه .  سلیقه ،  انتخاب بین قرمز و آبی ه ،موی کوتاه و بلنده ،ابوعطا   و سه گاه! خلاصه اینارو گفتم که بگم سلیقه رو با دیدگاه اشتباه نگیریم تا راحت تر با هم دسته ای هامون زندگی کنیم !

 

158

زندگی چیزهای جالب کم ندارد . مثلا این که ،بعضی از آدم های اطرافم حتی به خاطر شکست هایی که در زندگی خورده ام غبطه بخورند که کاش جای من بودند ! نه این که شکست شیرین باشد که حتما نیست !حتی بحث تجربه و درس زندگی تماما کشک است . یک نفر می تواند تمام عمرش را در شکست های پی در پی و ذلت به سر ببرد و تغییری نکند . نکته ی مهم ماجرا این است که آدم بعد از شکست ،بین دو راهی "بدتر شدن " یا "به تر شدن " گیر می کند. و این راه دوم ، با قدرت خارق العاده اش ، حال عجیبی دارد !

157

کاش صبح که چشام و باز می کنم ، یادم رفته باشه همه چی . حتی اسمم 

156

کاش لال می شدم،لال بودم ، همه عمر !  

چه جوری تموم می شه این شبا :(

155

پیر می شم شاید . مث ی پیرزن مهربون فردا چشام و باز می کنم . شبایی که این شکلی تا خود صبح بیدارم ،دوستام بم می گن تو چه جوری اینقد خوبی ؟ می خندم ، نمی دونم ازت تشکر کنم یا شکایت ! 

154

می دونی چقد بزرگ شدم ؟

153

درمان ز کسی دگر نجویم

زیرا ز فراق توست دردم

152

+ نمی ترسی یکی بیاد ، جاتو پر کنه ؟

   _ یعنی می تونه مث من دوسش داشته باشه ؟ امسال می شه 6 سال ! 

+باید 6 سال صب کنه امتحان پس بده حالا حالا ها نمی تونه ! بیخیال ! استرس نگیریا ! غلط کردم گفتم :/

151

داشتم می گفتم هیچ وقت نتونستم مادرایی که بچه ی چند ماهشون و می ذارن مهدکودک یا پیش پرستار و درک کنم . چه طور می تونن به بقیه اعتماد کنن برا تربیتش ؟ برا نگه داریش ؟!گفت مجبورن . گفتم به جز کسایی که به خاطر شرایط اقتصادی مجبورن کار کنن . گفت فداکاری نیست که به خاطر بچه  ت بشینی تو خونه ؟ حرف زدیم ،حرف زدیم ...

آخرش بهم گفت خوش به حال بچه ات که قرار هم چین مادری داشته باشه ،گفتم کو تا بچه ! گفت دیگه 8 9 سال دیگه وقتشه !  دلم گرفت ..چقد زود می گذره !

150

ی وقتایی دلم می خواد کنارم باشی تا بهت بگم این منم ! چرا هیچ وقت من و این جوری ندیدی ؟ باورت می شه بهاری که طاقت ناراحتیت و نداره این شکلی ه ؟!

149

برف می باره ، چرا نمیای ؟:(

148

بعضی وقت ها فک می کنم خیلی بلند پروازم نسبت به اطرافیانم ،بعد می بینم بلندپروازی جرأت می خواد که من دارم ! وقتی می تونم چرا نرسم ؟

147

صدمرتبه می کشتند ،یک بار نمی مردم ..

146

دارم اشتباه می کنم ؟ دارم خودم و زجر می دم . چرا با خودم لج کردم ؟ 

146

دلم می خواد اتفاق های عجیب و غریب این روزام و برات تعریف کنم ، بهت بگم باورت می شه ؟:(

145

یکی از فواید غم و غصه اینه که می تونی تا چند روز گرسنه بمونی و نفهمی که گرسنه ای ! خلاصه معدت کوچیک می شه آقا . کوچیک می شه . 

144

یکی از فواید غم و غصه اینه که نمی خوای هیشکی مث خودت غصه داشته باشه  ، می شی سنگ صبوره دوستات ، بهت می گن محرم راز !

143

یکی از فواید غم و غصه اینه که ، پناه می بری به سازت .بعد استادت بهت می گه تو اشک سنگم در میاری دختر !نگه دار این حس  و !

 

 

چرا عرضه ندارم گوشی و بردارم و بهت زنگ بزنم ؟ 

خداحافظ نگو وقتی هنوز در گیر چشماتم ..

+ این و یادته ؟

صبح به خودم می گم ،شب چه جوری صبح شد ؟بدیش این جاست که هیچ کس از دل تنگی تا حالا نمرده،اگه می مرد زندگی بهتر بود حتما . 

بازم شدم سوال بی جواب . آخه چرا ؟ این آدما کی ان دور و بر تو ؟ ب جز دوستات ! چرا هر کاری می کنم تو کتم نمیره که اوناتورو ببینن ،باهات راحت حرف بزنن ،خنده هاتو ببینن . اونوقت من بشم ی دنیا حسرت ؟من دستم   و بذارم جلو دهنم تا خفه شم  حتی نصفه شب . آخه چرا ؟ چرا همه حرفایی که تو حسرت تصورش از زبون تو موندم باید از کسای دیگه بشنوم حالم خراب شه ؟؟ دارم خفه می شم . چرا ی دوست داشتن معمولی واس دیگران قابل درک نیست ؟؟ چرا وقتی می گم نه به نظر دیگران احمقانه ست ؟ چرا هر چی می گذره بیشتر آتیش می گیرم ؟ چرا باید فلان دخترک . فلانک و فلانک با تو گپ بزنن من دلم واست ی ذره شه ؟چی کار کردم مگه ؟ دیروز یکی  بم گفت خدا از هر چیزی بهترینشو بهت داده جز عقل . گفت تا حالا چشاتو دیدی ؟  می دونم هر چی بگذره سخت تر می شه . می دونی چند درصد از دخترا احساسشون و به ماشین میلیاردی نمی فروشن ؟؟ قبل این روزا فک می کردم حداقل 20 درصدی باشن . ولی نیستن . خیلی کم ترن . خیلی ! می شه همه لال شن دور  و برم ؟ می شه برم گم شم ؟ تا قبل این می ترسیدم بگم دوست دارم . می ترسیدم بری . می ترسیدم حسرتش ب دلم بمونه ی کلمه باهات حرف بزنم . حالا می خوام داد بزنم تا خفه شم . من بز دل نیستم . دیگه وقتی نیستی از چی باید بترسم ؟؟ زده ب سرم . ببخشین :(