گفتم هيچوقت بدترين درد وجود نداره ، ولي مطمئنم إز بدترين دردهاي دنيا  ، شاهد بودن درد عزيزترين آدم زندگيته ،بدون اينكه كاري إز دستت بر يباد ، تو. دلت بگي كاش من جاي تو بودم ، كاش من هزاران برابر درد تو  رو مي كشيدم و دم نمي زدم.كاش كاش ... كاش كاري إز دستم بر ميومد .. كاش جونم و مي دادم و تو درد نمي كشيدي ..دلم برات تنگ شده .. كاش بخوابم و خواب ببينم ي روزي إز بچگي هام تو بغلت خواييدم و خودم و به خواب زدم تا دلت نياد إز كنارم تكون بخوري .. مامان نفسم تو سينه حبس شده . دعاي خير تو پشتم هست تا دووم بيارم ؟ هيچ چيز بران اهميتي نداره در برابر حال خوب تو ..دنيا دنيا خويي و مهربوني هر ادمي پيش محيت و دل پاك تو برام ناچيزه. هيچ آدمي رو نشاختم كه بي منت براي همه خوب باشه مثل تو .. مامان دلم اتيش ميگيره .. چي ميشه چشاممو ببندم و ببيتم حالت خوبه ؟؟

به نظرم بزدلي كه از گفتن حقيقت مي ترسه ، به اندازه ي يك شياد مي تونه اسيب برسونه و تمام .