اين بدبيني مطلقي كه من نسبت به مرد ها دارم شايد هيچوقت به من اجازه نده كه يك مرد و به عنوان شريك زندگيم قبول كنم ، ولي ميدوني چرا ؟ چون به عنوان اولين تجربه م اين تو بودي كه من نشون دادي مردها در مورد زن ها چه ديدگاهي دارن ، هنوز هم قبول دارم كه اون ذهنيت در مورد عده ي زيادي صدق ميكنه و استثناهاي كمي رو ديدم كه واقعا كمياب هستن . يك رإبطه ، ناخواسته ميتونه يك نفر و به قدري منفعل و ناتوان كنه كه در برهه ي زماني كوتاهي و حتي طولاني يك نفر به كلي خودش رو گم كنه .ما شديدا توي روابطمون به خصوص تو سن كم همديگر رو تربيت ميكنيم و بايدها و نبايد هايي رو تعريف ميكنيم كه شايد تا اخر عمر براي يك نفر باقي بمونه بسته به اهميت و عمق رابطه مون . ولي يك جايي هست كه ادم چشمش رو باز ميكنه و مي بينه به قدري داشته تصورات طرف مقابلش رو باور ميكرده  كه پر از نفرت و خشم شده نسبت به خودش . همه ي اين اتفأقات براي من تو سني بود كه تازه داشتم خودم رو پيدا ميكردم . ولي من گم شدم .. پشيمون نيستم از اين گم شدن و پيدا شدن ولي همه ي تلاشم رو ميكنم كه اين عينك بدبيني رو بردارم از چشمام و اگر ديدگاه واقع بينانه و ممنصفانه اي وجود داره پيداش كنم . 

فردا صبح اگه چشامو دوباره باز كنم  ، بهترين روز زندگيم رو مي سازم و ميدونم كه اين جمله اصن براي خودم كليشه نيست . ١٥. ٦٥٠

فردا صبح اگه چشامو دوباره باز كنم  ، بهترين روز زندگيم رو مي سازم و ميدونم كه اين جمله اصن براي خودم كليشه نيست . ١٥. ٦٥٠

خاصيت ي روزهايي همينه كه خواب ببيني ...كل روز و بجنگي تا بهش فكر نكني . 

ميدونم سال ها بعد ياد مي كنم از اين روزها ،كه با مانتو و مقنعه و كفش مي نشستم پشت ميز ! تا يادم بره اين جا خونه ست و ميشه از پشت ميز رفت كنار ، ميشه چرت زد ، ميشه دراز كشيد و تلويزيون  نگاه كرد و هر چيزي جز كار ! ذهن ما ادم ها خيلي زود شرطي ميشه به شرايط و واقعا گول مي خوره ! فقط با ي فرمول ساده ، تكرار همون شرايط براي مدت مشخص . 

 دكمه ي اسنوز گوشيم رو نميزنم و بيدار ميشم ..امروز روز اوله . متفاوت ترين روز سال جديد رو شروع مي كنم.