91



یک لیست نوشته بودم از همه ی درد هایی که دلم را توی دستشان می گیرند و فشار می دهند و خون از چشم هایم بیرون می زند ! این لیست را گذاشته بودم توی  کیفم . هر وقت الکی دلم می گرفت ، می خواندمش ! چند دقیقه ای بیشتر طول نمی کشید که خودم را جمع و جور می کردم و فکر می کردم من سوپر منم و می خواهم تمام دنیا را نجات دهم  ! پس برای چه این جا نشسته ام و الکی غصه می خورم ؟ از خودم خجالت می کشیدم و تند تند بغض هایم را قورت می دادم.

خدا هم آن بالا پوزخند می زد و می دانست تنها خود ِ او خداست !

+ عافیتم آرزوست ! شما که خدایی..

90


می شه تو قطره ی چشم و بریزی واسم ؟  آخه نباید پلک بزنم !


89


قسم به دانه دانه ی تسبیح دور گردنت ، یک روزی همانی می شوم که باید باشم ! آن وقت می روم داد می زنم همه جا صبوری مرا به این جا رسانده ! قسم به دانه دانه ی تسبیح دور گردنت  این زندگی را زیر و رو می کنم !

88


اونقدر که از پنهون کاری بدم میاد ، همش سرم میاد ! موقعیت این طور ایجاب می کنه ، شرمنده !

87


فرقی نمی کند کجا باشم ، چه آن سر دنیا ،چه توی همین شهر . من از همه ی دخترانی که لباس های قرمز و زیبا بر تن دارند می ترسم ، و بیش تر اگر موهایشان کوتاه باشد ،  و بیش تر اگر صدایشان آرام باشد ..و اگر اشتراک مجله های مورد علاقه ات را داشته باشند و اگر ..



86


من ، دیوانه ی دیوانه ی تنها ، تنهای تنهای دیوانه بودم ، از صبح توی خیابان ها قدم می زدم ،برای همه ی آدم ها ی غریبه داستان می ساختم .من روی نیمکت های سرد ، دفترم را پر می کردم از آدم های پیاده و سواره و خوشحال و ناراحت و عصبی و آرام بی درد و پر درد ، زندگی را می نوشتم با حوصله ، خودکار را در دستم فشار می دادم طبق عادت کودکی ام. غروب که می شد ، بی آن که کسی ببیند، بی آنکه خودم بدانم ، خودم را می زدم به آن راه ، دفترم را روی نیمکت اتوبوس جا می گذاشتم ، نور چراغ ها چشمم را اذیت می کرد و خسته یِ خسته ی ِ تنها بر می گشتم خانه ، چراغ اتاق را خاموش می کردم و سیر و پُر از زندگی روی تخت دراز می کشیدم و  زل می زدم به سقف . فردا صبح دوباره شال و کلاه می کردم و مامان مرا به گودی زیر چشمم قسم می داد که زندگی را سهل بگیرم ، من می بوسیدمش و مثل دیوانه ها دفترهای چک نویس بابا را از روی میز بر می داشتم و در را پشت سرم می بستم و می دانستم بالاخره یک روز خوب در انتظار این چک نویس هاست ، یک روز ِ خوب ِ دورِ ِ ممکن..